تمرینها را باید به دوره های مختلف تقسیم بندی کرد.آن ها را باید بین زمان اولین برخوردبا قطعه تا زمان تسلط برآن تغییر داد. پس از مدتی باید ازخود سوال کنید که آیاپیشرفتی درنوازندگی تان حاصل شده واگراین اتفاق نیفتاده است ،باید نوع و موضوع آنها را تغییر داد. موسیقی قطعه را نباید ازابتدای کارتعیین و تثبیت کنید.این عمل باعث می شود که موسیقی در ذهن شما شکل بگیرد و دیگر قادر نباشید آن رابه خوبی مورد آنالیز قرار دهید. ( کپی برداری از نوازندگان دیگر ).

تعیین موسیقی قطعه زمانی آغاز می شود ذهن شما نسبت به مجموع اثر گسترش پیدا کرده ونگاهتان به آن عمق ومعنا یافته باشد.

ارتباط جمله ها ،دینامیک وفراز ونشیب های قطعه طی یک روند طبیعی و پس از آن که تا اندازه ای ازنظر تکنیک بر آن تسلط یافتید ،در مغز شما شکل می گیرند.رسیدن به ایده آل شاید روزها وماه ها به طول بیانجامد.بطور کلی اززمان اولین نگاه به اثر یا قطعه تازمان تکامل آن ،سه مرحله راباید از سر بگذرانید:

1 – مرحله شروع وآشنایی

2- مرحله آنالیز

3 – مرحله تکامل

……

1 –  مرحله شروع وآشنایی

دراین مرحله باید یک تصویر کلی از قطعه درذهن خود بدست آورید. معمولا نخستین نگاه به قطعه وتاثیری که روی شما میگذارد از اهمیت خاصی برخورداراست. ابتدانظری به اثرانداخته و سعی کنید کمابیش آن را یکبارازابتدا تا انتها بنوازید. در اینجا حتما به قسمتهایی برمی خورید که احساس می کنید بدون تمرین اساسی قادر به نواختن آنها نخواهید بود.اکنون می توانید تشخیص بدهید که چه قسمتهایی ازاثر دشوار خواهند بود وتمرینهای روزانه را مطابق با آن بخشها انتخاب کنید.پس از آنکه تمرینهای لازم را انجام دادید و بر قسمتهای دشوار تسلط پیدا کردید ،قطعه را بنوازید.به عنوان مثال اگر باید در قسمتهای مختلف قطعه ریزها ویا تریلها ویا ترمولوهای متوالی انجام دهید ،تمرینهایی برای این تکنیکها با سرعت معتدل برروی درامهای مختلف و یا در قسمتهای مختلف سطح پوست درام و یا سازهای دیگرانجام دهید و سپس قسمتهای مربوط به قطعه را با دقت وتمپوی معتدل بنوازید و سپس به تدریج  به سرعت خود بیافزایید .باید به خود بگویید وایمان داشته باشید که قادر خواهید بود سخت ترین بخشهای قطعه را اجرا کنید.

درنظر داشته باشید که در حال اجرای قطعه از تکراربدون تفکر خودداری کنید.همین که احساس کردید قادر به نواختن یک یا چند قسمت نیستید ، باید به جستجوی علل آن بر آئید.حرکت دستان وانگشتان خودرا با سرعت معتدل و با دقت ،زیرنظر بگیرید و روند آنرا مورد ارزیابی قراردهید واِشکال کار خود را پیدا کنید.

هرگاه در نواختن اطمینان حاصل کردید ،جزئیات را درمغز خود ذخیره کنید.بنابراین هیچ نتی رابدون علت رها نکنید.

باید همه قسمتهای اثردرذهن شما روشن باشد.عظله های بدن خود رارها کنید.به نوع نشستن وچگونگی موقعیت هردودست خود بیاندیشید وبا خاطری آسوده نوازندگی کنید

2- مرحله آنالیز

پس از تسلط بر قسمتهای دشوار تکنیکی ،به جمله بندی ،دینامیک وموسیقی بپردازید. شناخت دوره ای که قطعه در آن نوشته شده ،زندگی نویسنده وشرایط اجتماعی –  سیاسی دوره زندگی نویسنده ،می تواند تا اندازه ای به شما در آنالیز قطعه یاری رساند.اثر را جمله به جمله بنوازید وبه وصل وپیوند آنها و علائم دینامیک که احتمالا در بالا یا پایین نوشته شده ،دقت کنید. اگربه قسمت پیچیده ای برخوردید ،آن را علامتگذاری کرده ،جمله بعدی را آغاز کنید وسپس به قسمت علامتگذاری شده بپردازید. حال ازابتدا تا قسمتهای پرداخت شده ،بنوازید وسپس جمله های بعدی را به آن بیافزایید. هنگامی که جمله بندی ها را تعیین کردید آنهارادرتغییرات دینامیک اجراکنید. در تکرارها ،پیانوها، فورته ها ویا عکس آن رابنوازید ،این عمل نوازندگی شما را بهتر و وسعت نگاهتان را به قطعه گسترش می دهد. اگراحساس شما نسبت به قسمتهایی از جمله چندان رضایت بخش نبود ،باید به تنوع دینامیک فکر کنید.کرشندوها، لگاتوها، استکاتوها، فورته ها وپیانوها باید دقیق اجرا شوند.

تغییرات دینامیک در تکرارها برای بیان احساس نوازنده بسیارمهم است.

اگرچه اغلب سرعت وکاراکتر اثردربالای آن نوشته وعلامتگذاری شده است ،اما پس از تسلط بر تکنیک وانگشت گذاری ،با توجه به اینکه مجموع اثرمعنا ومفهوم خود را ازدست ندهد ،میتوانید آن قسمتهایی راکه به احساس نوازندگی خود نزدیکترمی دانید ،تغییر دهید.این کار براساس تجربه نوازندگی شما به دست می آید.در پایان آن قسمت ها را برای نوازنده دیگری اجراکنید ونظر اورا بپرسید.

مُدراتو(معتدل120-108) ، آندانته (روان108-76)، آندانتینو(پیش روان76-108) ، آلگرو (شاد168-120)،             آلگرتو(کم کند168-120) ، لارگو(سنگین60-40) ، لنتو (آهسته.52) وبسیاری از این کلمه ها در ذهن شما ،سرعت وشخصیت قطعه را به تصویر میکشد.اما اگر دقت کرده باشید ، معمولا نوازندگان حرفه ای ،یک اثر مشخص را در تمپوهای گوناگون اجرا کرده اند که از میان آنها شاید فقط یکی از اجراها بر شما تاثیر گذاشته واحساستان را برانگیخته باشد. با اینهمه ،اگر برداشت شما نسبت به موسیقی قطعه با آنچه تا بحال اجرا شده مغایرت داشت ، سوال های خود را از اهل فن بپرسید تا بادلایل منطقی ،نکات پیچیده بر شما آشکار شوند. در هر صورت ، تنوع دردینامیک نباید مبالغه آمیز ، بلکه باید با روح قطعه مطابقت داشته باشد .

نوازندگان سازهای کوبه ای باید پیچیدگیهای وزنی وهیجان ریتمیک را که در قطعه نهفته است با رنگ آمیزی مناسب دینامیک ،اکسنت های صحیح و وزن دقیق به معرض اجرا بگذارند وشنونده را از این همه تنوع دینامیکی به شگفت وادارند. باید موسیقی قطعه تحت کنترل انگشتان شما باشد. هرچه بیشتر بر پیچیدگی های تکنیکی اثر مسلط باشید با جرات بیشتری در تجزیه و تحلیل قطعه پیش میروید. دراینجا باید ساختمان قطعه را بشنا سید و عوامل تشکیل دهنده ونگارشی آن را که در آن به کار رفته با دینامیک وفرازو نشیبهای جمله به گوش شنونده برسانید.

قطعه را جمله جمله حفظ کنید.حفظ قطعه به شما فرصت میدهد تا در ایجاد و تنوع صدا خلاقیت بیشتری از خود نشان دهید.از قسمتهایی که به سختی در حافظه تان باقی می ماند ،بگذرید و دوباره درتکرار به آنها بپردازید.

اگر مشکل در تکرارهم حل نشد ،بهتر است قطعه را برای مدتی کنار بگذارید و وقتی ذهنتان آرامش پیدا کرد باردیگربه بررسی آن بپردازید.حال متوجه خواهید شد که آن قسمتها تقریبا راحت تر به اجرا در می آیند.

اجرا نکردن و کنارگذاشتن یک قطعه ،برای اغلب نوازندگان اتفاق می افتد ومشکل چندان بزرگی نیست ونباید نگران آن باشید.

باید بدانید که زیبا نواختن یک قطعه نه چندان دشوار ،بهتر از بدنواختن یک قطعه بسیار دشوار است.

انگشت گذاری را تعیین و تثبیت کنید. دست ها باید وظایف خود رابا آگاهی کامل انجام دهند. ابتدا قسمت های پیچیده را با سرعت معمولی بنوازید وسپس آنرا با سرعت مشخص امتحان کنید. یکی از مهم ترین و در عین حال ساده ترین راههایی که شما را در درک ودریافت قطعه یاری می رساند ،خواندن ( زمزمه ) کردن قطعه است. این امر در مورد همه قطعات قابل اجراست. خواندن قطعه ،زیروبمی ونوانسهای آن را آشکار میکند. زیرا زمزمه  قطعه ساده ترین عملی است که شما را دردرک و فهم آن یاری می رساند.

دریک قطعه که جملات مختلف پی در پی یکدیگر می آیند ،زمزمه جمله به جمله آنها ،به شما در تجزیه و تحلیل فرازها ، دینامیک ونوانس قطعه کمک میکند.پس از خواندن تمام قطعه جمله های آنالیز شده را به یکدیگر وصل کنید و بنوازید.این کار را تا پایان قطعه ادامه دهید تا اثر تکامل پیدا کند.

یکی دیگر ازارکان مهم یادگیری ، تکرار است.

تکرارشما را به نواختن عادت میدهد.  برکیفیت نوازندگی شما تاثیر به سزایی می گذارد و باعث می شود که قطعه را حفظ کنید. تکرار ،باید با تفکر و هدفمند انجام شود .اگر قسمت یا جزء کوچکی از قطعه را بانتهای اشتباه فرا بگیرید ،درحافظه تان ثبت میشود و چون آنرا به دفعات بسیار انجام داده اید ،پاک کردن آن از ذهنتان بسیار دشوار و حتی غیر ممکن خواهد بود. بنابراین تکرار بدون تفکر ،بسیار خطرناک است وباعث می شود که اشتباهات در حافظه تان ثبت شوند.  اگربه خطاهای خود پی بردید باید آنها را به درستی و بسیار دقیق تصحیح کنید تا در حافظه تان شکل گرفته وجزئی از استاندارد نوازندگی تان شود.

راز سریع نواختن ،درهماهنگی عمل واندیشه است. اگربعضی از پاساژها وتکنیکهای خاص ،با سرعت زیاد غیر قابل اجرا هستند ونواختن آنها برایتان دشوار است ، سرعت تفکر خودرا افزایش دهید. بدین معنا که سرعت اندیشیدن به نتها باید با سرعت انتقال آنها از مغز به سر انگشتان یکی شوند. پس از تسلط کامل بر تکنیک ،چنانچه باید قطعه مورد نظر با سرعت اجرا شود ،ابتدا آنرا درتمرین ،معتدل وسپس با سرعت لازم بنوازید.

3 – مرحله تکامل

دراین مرحله شما جای نتها رادرحافظه تان ثبت کرده اید .موسیقی قطعه را فرا گرفته وآنرا حفظ کرده اید .نواختن قطعه به پایان رسیده و اکنون قطعه جزئی از رپرتوآر شماست.

انگشت گذاری ،جمله بندی ،تنفس صحیح ، سرعت  ،دینامیک ،حفظ ریتم ،پاساژها ،تریوله ها ،ضدضربهاو….همه نکات مهمی که در یک اثرموسیقی وجود دارد ،مورد بررسی وآنالیز قرارگرفته اند. شما آماده نواختن هستید. قطعه را برای دوستانتان بنوازید ودر جمع های کوچک اجرا کنید.

هر اثر از کنسرتی به کنسرت دیگرکاملتر شده ونگاه شما نسبت به آن در هر اجرا تازه تر میشود.

از هر فرصتی برای نواختن در برابر جمع استفاده کنید.قطعه به مرحله تکامل رسیده است.

 

مهدی عاشوری (بردیا)

09303900305

Bardia ashoori@yahoo.com

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *