نوعی از موسیقی آوازی است که در آلمان از دوران اصلاح دینی رواج داشته و پایه و اساس مذهب لوتری را شکل می دهد. اصل این فرم از فرم " فولکزلید"یا آوازهای مردمی آلمان گرفته شده، ولی آوازهای مردمی غیر آلمانی و خاطره سرودهای گریگورین نیز نقش مهمی در شکل گیری آن داشته است. این فرم در آغاز قرن 16 ظاهر شد. لوتر خود نیز چند کرال نوشته است. استادان آلمانی در قرن 17 برای آن اشکال بسیار متفاوتی به کار برده اند. کرال منبع الهام مکتب پولی فونیبود که روحیه اسرار آمیز و درک موسیقایی کنترپوانتیست های قرون وسطی و رنسانس در آن پناه گرفته بود. اوج این هنر مرهون تلاش ی.س. باخ بود. وی کرال را در اشکال بسیار متنوع به کار گرفت و به این ترتیب نه تنها موسیقی آوازی که موسیقی ارگ و موسیقی سازی را نیز ارزش والایی بخشید.

کرال هم، مثل فوگ، از اواسط قرن 18 به بعد فراموش شد ولی در قرن 19 و 20 آهنگسازانی مثل سزار فرانک و هونگر آثاری در این زمینه نوشتند که موفقیت آمیز بود و حیات تازه ای به کرال بخشید.

ساختار_ بهتر است کرال را از بافت پولی فونیک آن جدا کنیم. کرال در اصل چیزی جز یک آواز ساده و کوچک نیست، پس ساختاری چندان پیچیده ندارد، ساختار آن به پرلودهای کم و بیش قرنیه ای تقسیم می شود که عموما نقطه ارگ آنها را از هم جدا می کند. دو پرلود اول اغلب تکرار را ممکن می سازند. کرال های نخستین، هدفشان زنده کردن آوازهای تک صدایی بود که گروهی خوانده می شد. ولی چنین تم هایی آمادگی آن را داشتند تا با تمهیدات پیشرفته کنتر پوان آمیخته شوند، از طرف دیگر این کرال ها مستعد بودند تا به راحتی کاراکتر هارمونیک به خود می گیرند. از این جهت کرال با کانتوس فیرموس که اصالت آن از آوازهای گریگورین گرفته شده، فرق دارد. این فرم از قرن 17 به واسطه کاراکتر سنجیده و دقیق تونالش شناخته شده بود. اصل کرال ملودیی بود با قدم های بلند و کوتاه و پیچیدگی آن خیلی کمتر از آواز گریگورین بود. در این فرم ریتم آزاد و مستقل است حتی در کرال های قرن 16 آزادی ریتم هنوز دیده می شود.کرال های دوران اولیه معروف به "کرال لوتری" چنین استقلال ریتمیک را به خوبی نشان می دهند اگر این آوازهای ساده را با آنچه در 200 سال بعد ی.س. باخ نوشته مقایسه کنیم، ملاحظه می شودکه در طول این مدت کرال آزادی و طراوت خود را برای به دست آوردن تناسب از دست داده است. در طول این مدت، خط میزان بر موسیقی تحمیل شده بود و موسیقیدانان قرن 17 خود را مجبور می دیدند که ملودی را با سیستم متریک وارد کنند و کاراکتر ریتمیکی که بر اساس کلمات به موسیقی داده  می شد کنار گذارده شده بود. در مورد ساختار کرال در آثاری ی.س. باخ، می توان بیش از دوازده گونه متفاوت ذکر کرد که در بیشتر موارد از فرم واریاسیون گرفته شده اند. در میان فرمول های مورد استفاده رایج در موسیقی استاد آیزناخ، می توان نمونه های زیر را ذکر کرد:

1- کرال کنترپوانتیک، که در آن تم کرال در بخش بالا ارائه می شود، در حالی که سایر بخش ها یک طرح ریتمیک و ملودیک را به گوش می رسانند. گاهی یک سلو ریتمیک از یک بخش میانی شروع شده و به سایر بخش ها کشانده می شود.

2- کرال به سبک فوگ که از ریچر کار ایتالیایی و موته آوازی گرفته شده است. در این کرال، هر پرلود امکان می دهد تا یک اپیزود به مانند اکسپوزیسون کوچکی از فوگ به نمایش گذارده شود.

3- کرال فیگوره که با سبک قبلی متفاوت است و در آن تم همیشه با ارزش های زمانی طولانی وارد می شود، در حالی که قبل از هر اپیزود ورودهایی با ارزش کوتاه در بخش های دیگر قرار گرفته است. این فرمول بسیار مورد توجه ارگ نوازان استاد قرن 17 در جنوب آلمان بود. باخ اغلب از ان استفاده کرده است.

4- کرال به شیوه کانون که در آن تم بوسیله یک یا چند تقلید کانونیک عموما در فاصله اکتاو همراهی می شود. این همراهی با ارزش بلند، یا با ارزش های برابر، یا با افزایش و کاهش در ارزش صورت می گیرد.

5- کرال تغییر یافته که در آن فرمول های دیگر واریاسیون علاوه بر آنچه تا کنون گفتیم پشت سر هم ظاهر می شوند.

6- فانتزی روی کرال که در آن مطالب داده شده با دقت کمتری از سر گرفته می شود- د رهم آمیخته تر از آنچه در کرال تغییر یافته دیده می شود.