در اواسط قرن 20 تحقیقات و بررسی ها مربوط به مسائلی که می بایست جعبه صدا و طول سیم گیتار را افزایش داد . اما با تحقیقات بیشتر مشخص شد که سیم های باس گیتار هیچ گاه نمی توانند صدای شفاف و رسا نسبت به سیم های زیرتر خودشان تولید کنند .

یعنی اینکه در هر صورت یک گیتار نمی تواند کیفیت سیم های باس و زیر خود را در یک حد داشته باشد و همیشه کیفیت صدای سیم های باس کمی پایین تر از سیم های زیر خواهد بود . پس از جنگ جهانی استفاده از سیم های نایلونی در گیتار به صورت یک استاندارد در آمد .   تا قبل از آن سیم های گیتار از جنس روده و یا زه بودند و سیم های باس نیز از جنس ابریشم نتابیده بودند که نواری فلزی به دور آن پیچیده می شد . استفاده از سیم هایی با جنس روده بر خلاف داشتن صدایی شفاف و قدرتمند در عمل دارای مشکلات اساسی نیز بود که عمده مشکلات آنها مراحل طاقت فرسا و بسیار مشکل ساخت  به علاوه این سیم ها به علت نداشتن ضخامت یکسان در سر تا سر سیم به راحتی از کوک خارج می شدند و مشکلات این سیم ها تا جایی پیش رفت که گاهی اوقات در اثر برخورد ناخن نوازنده با سیم ها و حتی برخورد سیم ها به باره های گیتار سیم ها نخ نخ می شد .

باس هایی که از جنس ابریشم ساخته شده بودند نیز مشکلات خود را داشتند . مقاومت ابریشم نتابیده به خودی خود کم است و همین امر باعث می شد که این سیم ها در برابر فشار و کشش مقاومت و ثبات کافی را نداشته باشند و البته صدای تولید شده از این سیم ها کم و ضعیف بود .

نخستین سیم هایی که پس از جنگ جهانی وارد بازار شدند ، ساخت کارگاه Albent Agustin   از نیویورک بود . این سیم ها تماما نایلونی بودند و در اصل به منظور نخ ماهیگیری ساخته شده بودند .

سیم های نایلونی علاوه بر ارزان تر بودن نسبت به سیم های زه جنس بهتری داشتند و همچنین ضخامتشان نیز در سر تا سر سیم یکسان بود که همین ها باعث می شد تا صدایی بسیار شفاف تر و ملایم تر و البته قدرتمند نسبت به زه های قدیمی تولید کند . این نوع سیم نخ نخ نمی شد و مهم تر از همه اینکه خیلی دیرتر از کوک خارج می شد ، این سیم ها به سرعت جای خود را میان جوامع نوازندگان گیتار باز کردند .

محبوبیت گیتار در امریکا

ورود هنرمندان اسپانیایی و پرتغالی بدون شک به محبوبیت این ساز به ویژه در امریکای جنوبی کمک شایان توجهی کرد . همان طور که مورخین هنر قرن 18 را قرن پیانو نام نهادند ، قرن 20 را نیز قرن گیتار لقب دادند . دو دلیل ساده برای افزایش محبوبیت گیتار در قرن 20وجود داشت ، دلیل اول پدیده ها و تحولات عظیمی بود که کارشناسان آنها را مختص قرن 20 می دانستند به سیر سریع تحول تکنولوژی در ارتباطات صوتی ، بازدهی بسیار عظیم و چشمگیر در تمام امور جوامع انسانی از جمله موسیقی داشت . رادیو ، تلویزیون ، تحولات ضبط صدا ، ماهواره های ارتباطی و مسافرت های سریع هوایی همه و همه باعث شد که نه تنها گیتار ، بلکه هیچ ساز دیگری نتواند ادعای ملیت داشته باشد .

دلیل دوم را می توان بسط صنعت در هنر و ماشینی شدن دانست که غالبا آن را از عواقب قرن 19 می دانند ، اما تمام اینها بخش هایی از سیر تکاملی و روند رو به رشد گیتار می باشد .

تارگا ، با علم خود توانست شاگردان بسیاری را تحویل جامعه هنری بدهد .

و اما پدر گیتار کلاسیک در قرن 20 آندرس سگوویا بود او در گیتا ر خود آموخته بودپیشرفت او تا حدی بود که او را هم سطح تارگا می دانند . او در تکنیک بسیار موشکافانه عمل می کرد و روی ثبات و قدرت دست راست بسیار تاکیدی داشت .