در معنای وسیع ، ائر یا آریا ، ملودی گسترده آوازی یا سازی است که عموما ارکستر آن را همراهی می کند. اصلی ترین _ و شاید مهم ترین_ استفاده از آن در آثاری با کاراکتر لیریک ، مثل اپرا ، کانتات ، اوراتوریو و غیره است . در سوئیت سازی آریا یک قطعه ملودیک هست و چون دارای کاراکتر رقص نیست ، در تقابل با سایر موومان ها قرار می گیرد. آریا هم ، مثل اپرا ، در اوایل قرن 17 ظاهر شد . تحول آن در فرم ، مثل سبک ، کاملا به تحول تئاتر لیریک پیوند خورده است.

ساختار_ آریا می تواند ساختارهایی بسیار متفاوت داشته باشد . در قرن 17 و 18 حتی در اپرا ، به راحتی فرم دوتایی را قبول کرد که از سوئیت های سازی به تقلید از موومان های رقص گرفته شده بود . ولی این فرم ، ساختار متداول خود را در آغاز قرن17 و تا پایان قرن 18 در آریا داکاپو ، عنصر اصلی اپرای ایتالیایی و فرانسوی ، پیدا کرد ( شباهت آن به فرم روندو کاملا مشهود است.) آریا داکاپو را به طور خلاصه می توان به شکل ABA نشان داد . به طوری که خواهیم دید ، این فرمول ساختار نوعی هنر غربی را نشان می دهد . بعد از یک ریتورنل ( قسمت سازی) صدای اصلی پرلودی طولانی را ارائه می  کند که عمدتا بر محور تونالیته اصلی قرار دارد ، سپس قسمت دوم یعنی B در تن همسایه ، ارائه می شود که باعث تنوع می گردد. بالاخره قسمت بازگشت یا ارائه مجدد A بعد از یک ریتورنل قرار می گیرد. چنین فرمی از آریا را  ی.س. باخ نیز به کار برده است . در آثار به ویژه رامو ، نوعی ائر دیده می شود که از سه بخش تشکیل شده ، بدون آن که قسمت A بازگشت کند . آن را می توان به شکل ABCنشان داد . در اینجا وحدت تا حدودی فدای  تنوع شده است ، ولی وحدت با برتری تن پایه حفظ می شود. اگر قسمت A بعد از آن که تن اصلی برقرار شد به طرف تن دومینانت حرکت کند، اگر قسمت B از نشان دادن تن اصلی پرهیز کند و روی تن نسبی ختم شود ، تم سوم همیشه به صورتی مصمم برتری تن اصلی را نشان می دهد. بعضی از استادان قرن 17دوست داشتند  که ریا را روی یک باس  ملزم یا گروند بسازند. در این فرمول هم ، مثل شیوه قبلی ، کمتر از آریا داکاپو استفاده می شد. کاوانتین ، که در زمان موزار محبوبیت داشت،  فرم فشرده ای از آریا است که فقط یک بخش دارد . در آن از برگشت و تکرار متن و زینت های آوازی که نمونه سبک ایتالیایی است ، عموما پرهیز می شود . بالاخره از زمان واگنر ، آریا دیگر در یک چهارچوب خشک محدود نمی شود . وی آن را به صورت آزادی به کار گرفت که در آن ارکستر در پس زمینه قرار دارد، در حالی که اهمیتی برابر به بخش آوازی و دنباله روی از متن ، آن را به آریوزو پیوند می دهد .

آریوزو

فرمی اساسا آوازی ، نوعی رسیتاتیف همراهی شده با کاراکتری کاملا ملودیک ، پر بیان " به شیوه یک ائر" است ، می توان نمونه هایی از آن را در پایان قرن 17 و آغاز قرن 18 در اولین اپراهای ونیزی ، و به خصوص در آثار مونته وردی ، پی گیری کرد. در پایان قرن17 و ابتدای قرن 18 ، این فرم اهمیت زیادی در بعضی از گونه های اپرا و اوراتوریو پیدا می کند تا جایی که آریاهای اصلی را تحت تاثیر قرار می دهد . تحولات بعدی سبک دراماتیک جای کمی برای آریوزوی سنتی باقی گذارد که باعث شد این فرم دیگر مورد توجه نباشد. با این همه ، روحیه آریوزوی در فرصت هایی خود را نشان داد. ملودی گسترده واگنری که دارای ساختمان معینی نیست و بر پس زمینه مدام ینفونیک تکیه دارد، بیشتر به آریوزو نزدیک است تا به رسیتاتیف یا آریا.

ساختار_ از نظر ملودی ، آریوزو نسبت به رسیتاتیف همراهی شده گردش گسترده تری دارد، از نظر ریتم هم دقیق تر و سنجیده تر است ، به این دو دلیل ، آریوزو به آریا نزدیک تر است، معهذا تناسب و ساختمان چند بخشی آریا را ندارد . اغلب در آثار بعضی مصنفین_ به خصوص ی.س.باخ ، از سازماندهی با انضباطی پیروی می کند ، تحول می یابد. ارکستر سعی در گسترش طرح کاراکتر داری می کند که بسیار کوتاه است. به کارگیری چنین سلول تغییر یابنده ای به آریوزوی باخ وحدتی می دهد که نشان دهنده جسارت مصنف در گذر از تونالیته ای به تنالیته دیگر و گاهی هم به تونالیته ای دور است.