موسیقی رپ به طور كلی در میان مردم افریقا و سیاهپوستانی كه در آمریكا به‌دنیا آمده‌بودند پا به عرصه وجود گذاشت. منشأ پیدایش آن را می‌توان از غرب آفریقا كه در آن قبیله نشینها با احترام زیاد موسیقی «مردان سخن» را اجرا می كردند، دانست. بعدها، با انتقال بردگان به آمریكا، موسیقی آنان با موسیقی آمریكایی درهم آمیخت. یكی دیگر از سرچشمه‌های موسیقی رپ، شكلی از داستانهای عامیانه مردم جامائیكا است كه به «توست ها» معروف است.

این «توست ها» نقالیهایی بودند كه به همراه ریتم به  داستانها می پرداختند. بیش از صد سال بعد، موسیقی رپ و رپ‌سرایی به صورت هنری كوچه بازاری درآمد. درست همانند DOO-WOP. این موسیقی نیز در دهه پنجاه در گوشه و كنار حیاط مدرسه‌ها و خیابانها رواج یافت. این نوع از موسیقی به آرامی در میان جوانان سیاهپوست نیویورك، واشنگتن و فیلادلفیا محبوبیت بدست آورد. آوازهای رپ اولیه به صورت داستانهای غلوآمیزی بودند كه خوانندگان، آنها را علیه دیگر خوانندگان می‌سرودند. این موسیقی در سال 1974 به صورت ضیافتهای آپارتمانی درنیویورك اجرا می‌شد. باموفقیت مالی آلبوم rappers delight كه اولین آلبوم در تاریخ موسیقی رپ بود و توسط گروه sagar hillgany درسال 1979 روانه بازار شد، كمپانیهای بزرگ ضبط موسیقی توجه خود را روی این صنعت نوظهور موسیقی متمركزكردند.

پس از آن در زمان اندكی گروههایی مانند lcet و n.w.a. pablicenemy پا به عرصه ظهور گذاشتند.اكنون با گذشت بیش از بیست‌ سال از ظهور اولین آلبوم موسیقی رپ این سبك موسیقی هنوز هم در میان اقشار مردم از محبوبیت بالایی برخوردار است. اما سبك و سیاق موسیقایی، بدون انتقادهایی كه باخود دارد، چیزی كاملاً بی‌ارزش است. در دهه هشتاد بسیاری از آهنگهای رپ به بیان معضلات و سختیهای زندگی زاغه نشینی، هشدارهایی درباره موادمخدر و شهوت پرستی می‌پرداختند. این موضوعات باعث شد كه والدین از این بترسند كه مبادا این نوع موسیقی كودكانشان را به خشونت و اعمال غیرقانونی سوق دهد.

خوانندگان این سبك از موسیقی منكر این نیستند كه موسیقی رپ با صراحت درباره موضوعات ناخوشایندی از قبیل سیاست، نژادپرستی، معضلات ‌اجتماعی ، موادمخدر و... صحبت می‌كنند، اما استدلال آنها این است كه تمام مردم از نعمت الهی منطق و عقل بهره‌مندند و هر انسانی می‌تواند خوب را از بد، پاك را از ناپاك و ظلمت را از نور تشخیص دهد. بنا به استدلال آنها ، هواداران این موسیقی به كمك عقل و منطق می‌توانند بین درست و نادرست تفاوت قائل شوند و با لمس نزدیكتر ناملایمات وپلیدیهای زندگی اجتماعی و روزمره بتوانند با آگاهی بیشتر بین جاده مرگ آفرین انحراف و جاده هموار روشنایی تفاوت قائل شوند.