در بارسلون متولد شد. روز تولدش به درستي مشخص نميباشد اما ثابت شده كه در 14 فوريه 1778  غسل تعميد داده شده است. اگر چه او پسر يك بازرگان بود و موقعيت آن را داشت كه از تحصيلات بهتري بهرمند شود اما در صومعه مدرسه كر منتسرا تحصيل موسيقي كرد و ويلون , پيانو و هارموني آموخت. پدر سور با صداي اين گیتار آشنايي داشت .در هنگام فارغ التحصيلي و ترك صومعه به روش مرسوم آن زمان يك سكه طلا به او اهدا شد كه فرناندو با آن يك گيتار خريد. در سال 1797 اپراي سور در بارسلون اجرا شد و با موفقيت روبرو شد. اين موفقيت او را تحت حمايت دوشس آلبا , كه ظاهرا به آهنگساز جوان عشق ميورزيد , قرار داد. در اين زمان سور در ارتش اسپانيا ثبت نام شد و با درجه سرواني به داوطلبين پيوست. در همين دوران اولين تصنيفات مهم او براي گيتار نيز منتشر شد.

مرگ زودرس و نابهنگام دوشس آلبا در 1802 موجب بي پناهي سور گرديد اما شانس آن را داشت كه به خدمت دوك مديناچلي در آيد. اين خوشبختي ديري نپاييد چون نيروهاي فرانسوي تحت فرمان ناپلئون اسپانيا را اشغال كردند و ناپلئون برادر خود ژوزف بناپارت  را به عنوان نايب السلطنه بر تخت پادشاهي اسپانيا نشانيد. در اين هنگام بعضي از روشنفكران و آزاديخواهان اسپانيايي كه سور يكي از آنان بود با تصور اينكه دولت دست نشانده ژوزف بناپارت مجبور به رفورم هاي سياسي خواهد شد به صف مخالفان شاه اسپانيا( چارلز چهارم) پيوستند. بنابراين وقتي نيروهاي فرانسوي از ارتش ولينگتون شكست خورده و از اسپانيا خارج شدند سور نيز مجبور به ترك كشورش گرديد و به همراهي آنها به فرانسه رفت .

سور در پاريس اقامت كرد و با تشويق آهنگسازان بر جسته اي چون كروبيني و برتون به فعاليت موزيكال خود ادامه داد اين دوران براي سور پر حاصل بود چون تعدادي از اپراها, باله ها, سمفوني ها, آوازها و همچنين قطعاتي براي گيتار تنصيف كرد. سور درسال 1815 به انگلستان رفت و با نوازندگي در خشان خود جامعه انگليسي را شيفته خود كرد. او در 24 مارس 1817  كنسرتهايي براي گيتار ويولن، ويولا و ويولن سل را در انجمن فيلارمونيك لندن اجرا كرد و با تحسين مواجه شد.

سور از سال 1822 عضو افتخاري آكادمي سلطنتي موسيقي گرديد. عضويتي كه ستايشي از شخصيت و نوازندگي او بود. سور سال بعد به روسيه رفت . در نوامبر 1823 به مسكو وارد شده سريعا بخاطر قابليت هايش مورد تقدير قرار گرفت . با اجتماعات بالاي روسيه ارتباط نزديك بر قرار نمود و براي مادر تزار آلكساندر اول و خاندان سلطنتي نوازندگي كرد.

در سال 1825 تزار در گذشت و سور يك مارش عزا تنصيف نمود كه در مراسم سوگواري در سنپترزبورگ اجرا شد. سپس به مسكو بازگشت و باله اش(سيندرلا) براي اولين بار اجرا شد. سور در سال 1927 مجددا به پاريس رفت و در آنجا اقامت كرد. در اولين سالهاي قرن 19 پاريس مركز گيتار دنيا بود و اكثر بهترين گيتار نوازان جهان در آن شهر اقامت داشتند شهري با خيابانهاي پر تردد, انتشاراتي هاي متعدد, دوست داران غيره حرفه اي ثروتمند و مشتاق موسيقي و هر آنچه مد روز بود .

در اين هنگام گيتار از يك تجديد حيات بهرمند شده بود و نوازندگان مشهوري مانند ديونيزيوآگوادو (1784- 1849) و فرناندو كارولي (1770- 1849 ) در پايتخت فرانسه در رقابت با يكديگر بودند. رقابت بين اين حرفه اي ها چنان جدي بود كه موجب جدال ها و موضوع كاريكاتورهاي روز بود .

در يكي از اين كاريكاتور ها جنگ تن به تني ترسيم شده بود كه حريفان از گيتار خود به عنوان چماق براي كوبيدن بر سر يكديگر استفاده ميكردند. سور دوستي ماندگاري را با آگوادو بر قرار كرد كه بي درنگ به اجراي مكرر بسياري از دوئت هاي سور توسط آن انجاميد.

در اين دوران سور علاوه بر آهنگسازي و اجراي كنسرت شاگرداني را نيز آموزش مي داد كه بسياري از آنها بانوان اجتماعات سطح بالاي فرانسه بودند. اين سالها براي گيتار كلاسيك  دوران پر باري بود. در اين زمان آثار منتشر شده سور توسط آنتوان مسونيه بالغ 16 جلد ميشد.

او در سال 1830 رساله شيوه گيتار نوازي را منتشر كرد كه محصول يك عمر تجربيات او درباره گيتار ميباشد. اين اثر كه با آموزش ساخت ساز شروع ميشود , با طرز نشستن طرز قرار گرفتن اندامها نسبت به ساز, وضعيت هاي دست چپ و راست و استفاده صحيح از انگشتان هر دست ادامه ميابد  و با روش ضربه زدن نوك انگشتان دست راست بر سيمها پايان ميپذيرد. سور هرگز از شيوه استفاده از ناخنها كه روش ترجيحي آگوادو بود حمايت نكرد .