سونات اثری است سازی با چندین موومان که معمولا بسیار گسترده است و برای تعداد کمی نوازنده – یک یا دو نفر – نوشته می شود. به نظر منطقی می رسد که آن را جزو موسیقی مجلسی بدانیم . این فرم در موسیقی دارای زبانی غنی و حالتی قوی است . سعی شده تا سونات را به عنوان فرمی اساسا کنسرتانت معرفی کنند.

اگر از زمان کوهنو نوعی سونات برای ساز تنها وجود داشت که بعضی مصنفین آن را به عنوان دست مایه ای برای نشان دادن تبحر در نوازندگی و قطعه ای سطحی می دانستند ، مجاز نیستیم آن را فرمی پست بدانیم . با توجه به این طرز تفکر می توان جلو رفت و گفت که سونات برای ساز تنها ، بیشتر قطعه ای برای ساز کلاویه ای است که در این صورت امکانات پولی فونیک برایش فراهم می آید و مصنفی مثل بتهوون – خالق سونات با روحیه پر شور و شر – می دانسته که از این امکان چگونه استفاده کند.

سونات در آغاز قرن 17 در ایتالیا ظاهر شد و نتیجه ادغام کانزون و سوئیت بود . ادغامی که – اگر جرات کنیم – باید بگوئیم کاری اشتباه بود. می دانیم که در پایان قرن 16 ، ایتالیایی ها کانزون داسونار را به تمامی قطعاتی اطلاق کردند که با ساز – ارگ ، سازهای بادی و سازهای زهی نواخته می شد . از همین جا بود که واژه سونات پیدا شد که اثری سازی بود با ویژگی پولی فونیک و در مقابل سنفونیا قرار می گرفت که دارای نوشتاری بیشتر هموریتمیک بود .

در آغاز قرن 17 ، سونات فرم کوچکی بود که نقش آن بیشتر به عنوان مقدمه یا در آمدی برای یک اثر آوازی ، اپرا یا کانتات ، شناخته می شد . حدود 1650 در آلمان آن را به عنوان مقدمه سوئیت یا پارتیتا قرار دادند . کمی بعد ، به عنوان سونات توالی موومان های مختلفی رایج شد که ایده رقص از مفهوم آن خارج شده بود .

در همان دوران ایتالیایی ها عنوان سونات کلیسایی ، را به سبکی فوگ مانند بود ، از سونات مجلسی که توالی چند رقص بود جدا کردند.  ولی هر دو فرم وجوه اشتراک زیادی داشتند . سونات کلیسایی و سونات مجلسی عموما دارای چهار موومان بود که به تناوب سرعت آهسته و تند داشتند ،در این سونات ها ویلن نقش برتر داشت و معمول بر این بود که سونات ها را برای دو ویلن و باس کونتینو می نوشتند .در پایان قرن 17 ، کوپرن در فرانسه سونات ایتالیایی را معرفی کرد.

کمی بعد کوهنو در آلمان سونات های ویلن و کلاوسن اوبلیگاتور فرم سونات را گسترده تر کرد . سپس در اواسط قرن 18 ، با تحول بزرگی که صورت گرفت ، سونات کلاسیک ظاهر شد . از این به بعد ، آفتاب سونات درخشیدن گرفت و سوئیت که سونات از آن منشعب شده بود رو به افول گذاشت .با فیلیپ امانوئل باخ ، بوکرینی ، اشتامیتز در حالی که ذهنیت دولوپمان پیدا شده بود ، ساختار سه تایی و دو تایی سونات تبلور یافت ، دولوپمان ارزش واقعی خود را در آثار هایدن  ، موزار و بتهوون پیدا کرد و به این ترتیب « فرم سونات » متولد شد.