موته

قطعه ای است اساسا آئینی که برای اجرای مراسم رسمی مذهبی در نظر گرفته شده است. در طول قرن 15 موته های قرون وسطی جایی برای یک فرم جدید باز کردند که از نظر تاریخی بسیار مهم و قابل بررسی است. از موته آکاپلا به سبک تقلیدی- که استادان فرانکو- فلامان و مکتب رم آثار قابل ستایشی در آن نوشته اند- فرم های متعددی از مس گرفته تا ریچرکار ناشی شد. در قرن 17 به تاثیر اندیشه و آرمانهای نوین، موته ایتالیایی به طرف سبکی نهایتا تک صدایی تحول یافت که در آن صداهای تکخوان ، با یک باس کونتینوی ساده یا ارکستر حمایت می شد. به موازات این رفتار، یک بازی هم در آن داخل شد، به این ترتیب موته به فرم کانتات کلیسایی که تازه متولد شده بود شباهت پیدا کرد، و کانتات که به اجزاء کوچک تر تقسیم می شد ابعاد بزرگی یافت. در پایان این قرن، موته هم مثل کانتات ابعاد خود را از طریق اضافه کردن دکلمه ایر، دوئو و تریو گسترده کرد. به این ترتیب ، گراند موته فرانسه از آثار لولی تا لالاند ظاهر شد. بالاخره در 1720 ی.س. باخ در اثر خود، ماگنیفیکا ، شاهکاری از موته و کانتات به وجود آورد و کمی بعد در گراند موته با کر دوبل باخ توانست به اوج بیان موسیقی مذهبی دست یابد. بعد از او موته در تمام انواع شناخته شده اش ، افول کرد و هیچ فرمی که شاهکارهایی در آن نوشته شده بود، به این سرعت فراموش نشد.

پاساکالیا

دارای منشائی اسپانیولی است . آواز مارش در قرن 16به رقص آهسته سه ضربی تبدیل شد. در قرن 17و18بود که این رقص اهمیت خود را در موسیقی پیدا کرد، و تا به آنجا مورد توجه قرار گرفت که درسوئیت هم جایی به آن داده شد و در بخش پایانی قرار گرفت و از رقص های دیگر سوئیت گسترده تر شد. کلاسیک ها و رومانتیک ها این فرم را به کلی کنار گذاردند و تا امروز هم کمتر در هنر معاصر ظاهر شده است.