اوراتوريو

نوعی کانتات بزرگ است، اغلب با تعداد زیادی پرسناژ که منشا آن به بازی های آیینی و میستز باز می گردد که در حضور جماعت رمی و با حضور خطبایی از انجمن روحانی سنت دونری بر پا می شد. در میان قدیمی ترین آثار می باید جسم و روح اثر کاوالیری را ذکر کرد. شاید فرم آن در ابتدا شکلی دراماتیک داشته است. آیا کاریسیمی بود که در اواسط قرن 17برای اولین بار نقال را در اوراتوریو وارد کرد و آن را طوری متحول کرد که به شکل موسیقی کنسرت در آید؟ می توان به این پرسش،پاسخ مثبت داد. اگر این طور باشد، اوراتوریو در پایان قرن 17و نیمه اول قرن 18در فرانسه با «تاریخ مقدسان» اثر شارپنتیه، در آلمان و انگلستان به خصوص با پاسیون های باخ و اوراتوریوهای گرفته شده از تورات هندل به اوج خود رسید.

فصل ها، اثر هایدن،اوراتوریو را به کناره های موسیقی غیر مذهبی کشاند. علیرغم صفحات زیبای آثار برلیوز، لیست و فرانک در قرن 19می توان این قرن را دوران افول اوراتوریو دانست. بعد از جنگ جهانی اول، در اوراتوریو به خصوص توسط هونگر و میلو تجدید حیاتی پدید آمد.

اورتور

اوراتور به طور سنتی قطعه ای است ارکستری و نسبتا گسترده که بیشتر به عنوان مقدمه ای برای یک اثر لیریک، اپرا یا اوراتوریو و نیز بعضی سوئیت ها در  نظر گرفته می شود. قدیمی ترین نمونه ای که می شناسیم توکاتای ترومبون و ارگ است که به عنوان مقدمه اورفئوی مونته وردی نوشته شده است. در قرن 17، استفاده از یک کانزون کوتاه یا سنفونیا به عنوان مقدمه یک اپرا بسیار رواج یافت، اورتور ایتالیایی و اورتور فرانسوی تا به این زمان در باله دوکور استفاده می شد، ولی فرم آثار لولی به علت درخشندگی اش به تمام اروپا تحمیل شد- به استثنای ایتالیا- و برای، مدتی طولانی به عنوان فرمی غنی باقی ماند. این فرم نامش را به سوئیت فرانسوی داد، در حالی که مقدماتی برای سوئیت آلمانی بود. ی.س. باخ، سوئیت های ارکستری اش را اوراتور نامید. چنین نامگذاری برای سوئیت برای کلاوسن نیز متداول شد. معهذا در میانه قرن 18، با تحولات مهمی که در موسیقی انجام شد، این نامگذاری از اعتبار افتاد. در حالی که اورتور ایتالیایی زیر قلم هندل، هاسه، گالوپی، جوملی برتری و اعتبار زیادی پیدا کرد. به دنبال آن، اورتور تحت تاثیر سنفونی کلایسک قرار گرفت و سبک و ساختمان آلگروی اصلی را پذیرفت.

در قرن 19اورتورهای ملغمه ای ظاهر شدند که آریاهای اصلی اپرا در آن ها به دنبال هم جاری می شدند، بعد پرولود های سنفونیک بودند، واگنری ظاهر شدند که دارای روحیه ا ی نزدیک به پوئم سنفونیک بودند، که بهتر است آن ها را «پوئم سنفونیک» بنامیم تا از آنچه اورتور موزاری نامیده می شود جدا شود.اجرای چنین اورتورهایی در کنسرت بسیار رایج است. به نظر می رسد که اپرا در قرن 20با میل، خود را از اورتور محروم کرده و به جای آن عموما یک مقدمه کوتاه ارکستری قرار داده است یا در آن گاهی تنها به چند میزان اکتفا می شود .